تبليغاتX
٭ ◊▪● Dodare ●▪◊ ٭ - کاش می شد ...
 
٭ ◊▪● Dodare ●▪◊ ٭

به نام خدایی که باران را آفرید تا گل ها بخندند
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
کاش می شد ...

كاش مي شد

 مي زدودي زنگ دل

مي نهادي سر به روي شانه ام

 

دردهاي خفته را بيدار مي كرديم

شانه هامان سمبل عشق و وفاداري

از تو بودن

با تو بودن مي شدند

 

اشك هامان مثل باران بهار

بر كوير قلب هامان مي نشست

از زمين باير دلهاي ما

عطر سحر انگيز گلهاي بهاري مي دميد

 

بعد از آن ديگر تويي معنا نداشت

از من وما هيچ جز يك ما نبود

ما به اعلا ما به فردا مي رسيد

تا خدا بالاي بالا مي رسيد

 كاش ميشد

مي زدودي زنگ دل

كاش مي شد

 كاش ...



سه شنبه 18 مهر1385-9:14 |   | الهام | گروه  |لینک به نوشته