تبليغاتX
٭ ◊▪● Dodare ●▪◊ ٭ -
 
٭ ◊▪● Dodare ●▪◊ ٭

به نام خدایی که باران را آفرید تا گل ها بخندند
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 

***ليلي زير درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد .گل داد .سرخِِ ٍ سرخ . گلها انار شد داغ ٍ داغ.هر اناري هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند دانه ها توي انار جا نمي شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکيدند . انار ترک برداشت. خون انار روي دست ليلي چکيد. ليلي انار ترک خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد. خدا گقت: "راز رسيدن فقط همين بود. کافي است انار دلت ترک بخورد***

                                   



دوشنبه 13 شهریور1385-11:24 |   | الهام | گروه  |لینک به نوشته