ارد بزرگ
سخن گفتن از اُرد شرکا کار ساده ای نیست او و خواست هایش را نمی توان در یک مجموعه کوچک و یا حتی دریک کتاب تعریف نمود آنچه من از این نابغه هنر می دانم آنست که زاده شهر توس نو (مشهد )است اما پدرش از دیار شیروان یکی از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ است به لحاظ نژاد به سلاجقه متصل می شوند چنانچه می دانیم هزار سال قبل سلجوقیان ایل بزرگی در ناحیه آمودریا بودند که طغرل سلجوقی منصور جانشین محمود غزنوی را از سلطنت به زیر کشید و رفته رفته گستره ای پهناوری از مرز چین تا مدیترانه به فرمانش در آمد آنان گسترده ترین حکومت ایرانی را پس از اسلام بر سراسر منطقه گسترانیدن بازماندگان آنان در نواحی از مناطق شمال خراسان و
منطقه بختیاری ایران ساکن شدند زبان آنان ترکی است البته با زبان ترکی آذربایجان و ترکان غرب کشور کاملا متفاوت است آنان دارای گویشی روان و آمیخته با فارسی دارند. بله خواجه نظام الملک توسی صدر اعظم دولت سلجوقی در سایه قدرتی که از علم و اندیشه های فردوسی بدست آورده بود ، توانست از خرابه غزنویان ، نظام اداری و اجتماعی درخشانی همچون تاسیس مدارس نظامیه و تهیه تقویم جلالی توسط خیام و رسمی شدن تاریخ هجری شمسی در کشور (در مقابل هجری قمری)را ایجاد نماید
مهمترین رکن اداره کشور در این دوره در اختیار مجلس ریش سفیدان بود آنان امرا و پادشاهان سلسه سلجوقی را بر می گزیدند و از قدرتی نظارتی و گاها تنبیهی برخوردار بودند آنان معتقد به اصل فکر برتر بودند شاهنامه فردوسی و صدها اثر تاریخی دیگر را احیا کردند آنان حاکمیت اعراب را بطور کلی در خاورمیانه محدود به منطقه شبه جزیره عربستان نمودند نکته جالب در مورد گسترش حاکمیت این قوم بزرگ وجود داشت و آن مطلب این است که آنها هیچ گاه به شهرهای بین راه وارد نمی شدند تنها سفیری را به داخل شهر مربوطه می فرستادند و اولین خواستشان آن بود که دیگر خطبه ای به نام خلیفه بغداد خوانده نشود و رسما حکومت سلجوقی را بپذیرند .ذکر این حوادث تاریخی باعث می شود بهتر با شخصیتی هنرمندی آشنا شویم که در ابعاد مختلف دارای شناخت و ریشه است بقول حکیم فردوسی:
پدر چون به فرزند ماند جهان کند آشکارا برو بر نهان
گر او بفگند فر و نام پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
کرا گم شود راه آموزگار سزد گر جفا بیند از روزگار
چنین است رسم سرای کهن سرش هیچ پیدا نه بینی ز بن
چو رسم بدش باز داند کسی خواهد که ماند به گیتی بسی
به نظر من ما با شخصیتی روبرو هستیم که در این تاریخ معلق است اصولا هنرمندان و اهل دل،در دوران حیات خویشتن در چنین وضعیتی قرار دارند شما به زندگی سراسر رنج و محنت فردوسی نظر بیفکنید و سپس هزار سال بعد در همان شهر و همان خاک اخوان ثالث متولد می شود رشد می کند برگ می دهد و شاخسارش پر میوه میشود با همان غمها و همان محنتها با همان آواز با همان آثار تراژیک ...
هر چند خود اخوان داشتن ریشه باستانی خویش را در قالب شعری رد می کند
اما اگر این ریشه نبود وصیت نمی کرد در کنار فردوسی بزرگ دفنش کنند ...
آری اُرد نیز با آثارش از ریشه های مشترکی سخن می گوید که شاید امروز در مرزهای کنونی ایران نباشد اما روح او همچنان در دره های شگفت انگیز بدخشان و کوههای مرتفع پامیر و رود بزرگ جیهون پرواز می کند
وقتی از خجند و کولاب و یا از مزار و سمرقند سخن می گوید چشمانش پر اشک می شود و صدایش به لرزه می افتد برای سرزمیتنی که هیچ گاه در زندگی خویش آنجا را ندیده و اما انگار تک تک برگهای درختان آن سرزمینها را لمس کرده و شمرده است. وقتی او را در حال صحبت با تاجیکان و یا اهالی شمال افغانستان و یا جنوب ازبکستان که گاها برای دیدنش می آیند می بینید متوجه می شوید که پرواز روح در دل تاریخ یعنی چه، آنوقت که چشمان متعجب و مبهوت میهمانان را می بینید با آهنگ صدای او همراه می شوید و به ژرفای روحیات او فرو می روید .
ُارد سه اثر زیبا دارید که مجموعا یک موضوع را دنبال می کنند نام تابلو ها "در فراق تاجیکستان "است و در سال 1373 اجرا شده ، اثر اول تصویر نقش برجسته بانویی تاجدار است که در دست یک دل دارد (مام
میهن) بروی آن یک قطره خون است دست را جلو بُرده تا به کسی بدهد اما کسی در مقابل نیست.
اثر دوم صورت آن بانو از حالت یک دختر به زنی زیبا بدل شده که توانسته میزبانی شایسته برای این دل پیدا کند و آن کسی نیست جز فرزند خویش . دست فرزند در دست مادر است در حالی که آن دل زیبا در دست کودک است .
اثر سوم و آخر ، آن بانو صورتش ناراحت است یک ترک بر روی نقش برجسته ایجاد شده و ترک پیش آمده و قلب را زخمی نموده است بانو دست کودک را محکم گرفته چنانچه تمام رگهای دست او منقبض شده است و قطرات خون از کنار دست در حال چکیدن است .
جالب اینجاست که تابلوی آخر امضای استاد را ندارد وقتی پرسیدم فرمودند دو سال پس از اجرای اثر متوجه شدم امضا ندارد! ناگفته نماند امضای استاد در دو تابلوی اول دقیقا در یک نقطه است و در تابلوی سوم دقیقا
همان جای که باید امضا می شده قطره ای خون سرخ جای گرفته ناخودآگاه می لرزید و از خود می پرسید چرا ؟ ...
تاجیکستان فرزند دورافتاده میهن ، قلب خراسان بزرگ و دیر پا، براستی چه باعث شده استاد تا این اندازه نسبت به آنجا حساس شده باشند آیا غیر از این است که ریشه تاریخی که در ابتدای این بحث به آن اشاره کردم او
را از خود بیخود نموده است همچون فرزندی دور از مادر.و این همان نیرویست که باعث می شود اُرد ماهها وقت خویش را صرف اجرای این آثار کند این یک تراژدی است .
ما می دانیم هنرمند برای خاموش کرد و یا حداقل کنترل احساسات خویش دست به آفرینش و خلق آثار جدید می زند آیا اُرد غم جانکاه فراق سرزمینهای از دست رفته را دارد ؟ من فکر می کنم اینچنین است یک روز از استاد
پرسیدم اگر دست سرنوشت شما را به دیار آمودریا و بدخشان کشانید اولین کاری که می کنید چیست ؟ ابتدا تبسمی نمود و سپس روی برگرداند و صدای لرزانی گفت خم می شوم ... زانو می زنم... و خاکش
را می بوسم ...
آیا این احساس اوج قلیان احساسات عاشقانه برای معشوقی دور است .
یاد تابلوی دیگری از استاد افتادم در آن تابلو ، شاهد یک جمجمه انسان هستیم که دو صورت در دو طرف آن است . وسط آن جمحمه مشترک ،دوباره همان قلب زیبا با یک قطره خون است .
درست است که جمجمه سمبول مرگ است و نابودی! اما چرا قلب تازه است و شفاف و خون سرخ همچنان می درخشد آیا این ذهنیت در ما ایجاد نمی شود که ارد در این اثر سعی نموده آتش عشق خویش را آنگونه
ترسیم کند که مرگ را هم پایانی بر آن نیست؟ در زیر این اثر قسمتی از یک شعر زیبا از علامه اقبال لاهوری است که:
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام
تا بدست آورده ام افکار پنهان شما
فکر رنگینم کند نزد تهی دستان شرق
پاره ی لعلی که دارم از بدخشان شما
می رسد مردی که زنجیر غلا مان بشکند
دیده ام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما
در ابتدای این نوشته هم گفتم سخن گفتن از ارد شرکا کار ساده ای نیست خودم هم نمی دانستتم چگونه ابعاد وجودی اشان را درست پیدا کنم برای همین سعی کردم سئوالاتی را در ذهنم بیابم که از طریق پاسخ آنها به نکاتی کلیدی تر برسم یکی از سئوالات این بود استاد شما در طی سفرهای خود در سرزمینمان ایران کدام نفطه برای شما احساس بهتری داشت راحتر بودید و به لحاض روحی آرامش بیشتری داشتید؟ پاسخ این بود:
در کوه رحمت در کنار آرامگاه اردشیر سوم و همسرش بیشترین لذت را بردم آنجا سبک بودم
و تنها جای بوده که خاکش رابوسیده ام آنجا همچون طفلی بودم در دامان مادر (کوه رحمت در کنار تخت جمسید قرار دارد و دو آرامگاه اردشیر دوم ،سوم و همچنین ...بر آن قرار دارد) و دیگر جای ، پاسارگاد و تخت
گاه کورش هخامنشی بود به نظرم برای امثال من که عاشق وطنیم کعبه ای با ارزشتر از آن نمی توان یافت .
وقتی اُرد گفت عاشق وطن ، به یاد کلامی از ناپلئون بناپارت افتادم که هر کس قلبی پاک داشته باشد عاشق وطن خواهد بود . در این زمان بود که دانستم ارد شرکا انسانی است با علایق ملی شدید و در عین حال فداکار ، چرا که حاضر بود شما در نفی عقایدش ساعتها صحبت کنید عقده های دل را برون بریزید و باز سکوت می کرد تا شما باز بگوید...
به نظر من انسان باید آنقدر بر راه و مسیر زندگی خویش مسلط بوده باشد که تضاد افکار شما را با خود ببیند و باز متبسم باشد . یک روز در سر کلاس درس طاقت نیاوردم و پرسیدم مدینه فاضله کجاست ؟ و او گفت : در درون شما
پرسیدم اما من بدنبال وجه خارجی آن هستم و او باز گفت پس بسازیدش
دوباره پرسیدم کدام قسمت از درون ما سازنده مدینه فاضله است و او گفت احساسات ...احساسات عالی ترین و زیبا ترین وجه وجودی انسانها و جانوران است . احساسات نمایانگر ارتباط ما ، به بی ریا ترین شکل ممکن است . آنچه هنر را به درجه رفیع خلق کردن رسانیده ، قدرتی که تنها در اختیار خالق قرار دارد چیزی نیست جز همان بیان احساسات ...هنر چون ریشه در عواطف و احساسات انسانی دارد و بی واسطه در اختیار مخاطب قرار می گیرد با تارها و سیستم حسی او ارتباط برقرار نموده و او را به فضای ملکوتی سوق می دهد که هم جذاب است و هم ،در نهاد خویش خلسه الهی دارد .
قبلا بارها از استاد شنیده بودم ساعتهای که در یک موزه و یا نگار خانه هستند از ساعتهای عمرشان محسوب نمی شود چون در آنجا تمام اجزای وجودیشان همراه احساسات پاک خالقین آثاراست .
آری در اینجا باید به این نکته اعتراف کنم که دیگر او برای من هنرمندی بزرگ محسوب نمی شد اینجا دیگر شیفته سلوک و گفتار ایشان شده بودم .
به یاد سخن تائو حکیم چینی افتادم که بالاترین رابطه انسانی، رابطه بر اساس احساسات است و سپس اخلاق ...
باید خودم را خلاص می کردم و اساسی ترین سئوالم را می کردم و پرسیدم سازندگان مدینه فاضله چه کسانی هستند و او گفت هنرمندان ...برایم جالب بود دوباره پرسیدم فقط هنرمندان! و او اینبار با تاکید بیشتری
گفت فقط هنرمندان !!!
در اینجا به یاد مجله ای افتادم که طرح جلد آن تصویری از استاد بود و در زیر آن جمله ای از دکتر علی شریعتی درج شده بود بدین مضمون که:
درد انسان
درد انسان متعالی
تنهایی و عشق است.
عصر یک روز تعطیل به اتفاق یکی از هنرمندان به دیدار اُرد شرکا رفتیم و نیت داشتیم هم عرض ادبی کرده و هم اینکه بگویم تا چه اندازه افکارشان را درک می کنیم ...دیدیم ایشان میهمان دارند خواستیم برگردیم مانع
شدند و گفتند :حتما لازم بوده بیایید که آمده اید ... و مسلما حکمتی بر آن است ...هیچ امری اتفاقی نیست...نشستیم در فاصله ای که استاد از جمع ما برای چند لحظه ای جدا شدند پیرمردی که در کنارمان
نشسته بود گفت : اکنون چند هفته ایست فرزندم را نزد استاد می آورم جهت فراگیری هنر... ما از شهرستانی می آیم که تا اینجا 220 کیلومتر فاصله دارد و حدودا 4 ساعت در اتوبوس هستیم و 3 ساعت نزد استاد و دوباره 4 ساعت با اتوبوس در راه برگشت . در خود فرو رفتم و گفتم پس من همچنان باید برای بررسی این روح بزرگ گامها ی بیشتری بردارم روحی که توانسته انسانها را آنچنان شیفته و مجذوب خود کند که حاضرند روز تعطیل و استراحت خود را فرو گذارده و سختی راه را برای استفاده از اندیشه های او برمی گزینند.
استاد محمد ابراهیم حمیدی در ذهن اُرد جایگاه ویژه ای دارد حمیدی توانسته بود او و استعدادش را بیدار کند حمیدی را برای اولین بار از درون کلمات استاد شناختم وپی به رابطه ای عمیق بین ایشان بردم . عشق یک شاگرد به استاد عشقی فرا دنیوی است این عشق فرا تر از عشق پدر و فرزند است این عشق به آرا و افکار است و در طی حیات آنها فروزان و نشان مسیر درست و کمال است . البته در مورد استاد محمد ابراهیم حمیدی باید بگویم گرافیست و طراح بزرگی ست ایشان بیشترین انرژی و توان خویش را در طراحی نمادها و بناهای تاریخی صرف کرده اند او بحق جانشینی قدرتمند برای ستاره معماری نوین ایران هوشنگ سیحون است که اکنون با 84 سال سن در کانادا زندگی می کند . حتما سیحون را با آثار ماندگاری همچون آرامگاه ابوعلی سینا و باباطاهر در همدان ، آرامگاه حکیم عمرخیام و کمال الملک در نیشابور و آرامگاه نادرشاه افشار در توس نو(مشهد)می شناسید.
بله اینها را گفتم و فکر نمی کنم از اصل مطلب هم دور شده باشیم چرا که همه این بزرگان جزعی از اندیشه ها و عمده کلماتی است که از استاد می شنویم .
در یکی از سه نمایشگاه استاد در موزه نادری 250 شاگردش از سراسر ایران آثارخود را در کنار آثار ماندگار او قرار داده بودند . مسلما شما هیچ کاریکاتوریستی را به اندازه او دارای محبوبیت و جذابیت در بین شاگردان و عموم نمی بینید اُرد شرکا مجسمه تاریخ پر شکوه و هنر ماندگار ایران است .
امیدوارم مطالب اندک من باعث شده باشد گوشه ای از زوایای پنهان این شخصیت بزرگ ملی آشکار گردد
سولئارس soleares
ماخذ : http://forum.p30world.com/archive/index.php/t-58344.html
" برآیند "
سخنان و اندیشه های اُرد بزرگ
اُرد بزرگ : آن که به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است .
اُرد بزرگ : آن که به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد .
اُرد بزرگ : آن که برنامه ها را از پایان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزیابی قرار می دهد بر راستی در حال سرپوش گذاری بر روی چیزی است .
اُرد بزرگ : آن که می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد .
اُرد بزرگ : آن که کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود .
اُرد بزرگ : آن که حق نپوید ، گرفتار آمیزش ، با اهریمن است ، فرزند این آمیزش ، فتنه است و شورش .
اُرد بزرگ : آن که زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد ، و بدین گونه از هر چه داشت ، تهی گشت .
اُرد بزرگ : آن که از آینده سخن می گوید و آن را می سازد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش باقی ایست او زاده می شود و باز هم
اُرد بزرگ : آن که درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد باز از دیدگاه همگان بی سواد است .
اُرد بزرگ : آن که در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است .
اُرد بزرگ : آن که دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند .
اُرد بزرگ : آن که نمی تواند از خواب خویش برای قراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد .
اُرد بزرگ : آن که پرسشهای پراکنده در حوزه های گوناگون را همزمان می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی استاد را تباه کند .
اُرد بزرگ : آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است .
اُرد بزرگ : آن که پیاپی سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست .
اُرد بزرگ : آنان که تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت .
اُرد بزرگ : آنان که از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .
اُرد بزرگ : آنان که پژوهش کرده اند تنها به داشته های درونی خویش و رازهای کیهانی آشنا شده اند و این رویکرد نمی تواند دستاویزی بر تحقیر دیگران گردد چرا که بسیاری به این رازها پی می برند بی کوچکترین بررسی و پژوهشی، آنها با کار و همچنین نگرش در نمایه های طبیعت به بسیاری از ناگفته ها پی می برند .
اُرد بزرگ : آنانی که خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای بشری نیز نخواهد بود .
اُرد بزرگ : آنانی که سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند .
اُرد بزرگ : آدم مادیگرا جادهای احساسش ، خلوت است .
اُرد بزرگ : آدم بی مایه ، همه افراد را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازد .
اُرد بزرگ : آدمی با کینه ، زندگی را بر دوست و دشمن تنگ می کند .
اُرد بزرگ : آدم خود بین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد .
اُرد بزرگ : آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به مادیات ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد .
اُرد بزرگ : آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود .
اُرد بزرگ : آدمی امیدوار است ، همه هنگام بزیید و جاودانه باشد که این هم جز با نیکی و از خودگذشتگی برای دیگر آدمیان بدست نمی آید .
اُرد بزرگ : آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند .
اُرد بزرگ : آدم های بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند .
اُرد بزرگ : آدم های ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند .
اُرد بزرگ : آدم های پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن .
اُرد بزرگ : آدم های آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .
اُرد بزرگ : آدمیانی که با دیگران رو راست نیستند با خود نیز بدین گونه اند .
اُرد بزرگ : آب و هوا ، بر جهان بینی ، پبوندهای مردمی و اندیشه ما تاثیرگذار است .
اُرد بزرگ : آرمان و خواسته خود را در گفتگوهای روزانه بررسی کنید اگر در آن پیشرفتی نمی بینید نیازی بر انجام آن نیز نخواهد بود .
اُرد بزرگ : آرمان و انگیزه هویدا ، ویژگی آدم کارآمد است .
اُرد بزرگ : آن گاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنیم نباید امید داشته باشیم همگان فرمانبردار ما باشند .
اُرد بزرگ : آن گاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟
اُرد بزرگ : آن گاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست .
اُرد بزرگ : آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان ثروت و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست .
اُرد بزرگ : آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟
اُرد بزرگ : آه و صبر ، ریشه هر دیوزاد ، و بد رایی را ، خواهد کَند .
اُرد بزرگ : آزمودگی و تجربه انسانها ، از زر هم با ارزشتر است .
اُرد بزرگ : آسودگی آدمی ، به گنج و دینار نیست که به خرد است و روشن بینی .
اُرد بزرگ : آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد .
اُرد بزرگ : اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است.
اُرد بزرگ : اگر آماده نباشیم بهترین فرصت ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست شانس کمتری برای پیروزی خواهد داشت ، آمادگی یعنی بروز بودن اطلاعات و دانش بیشتر در هر ،حرفه و کاری .
اُرد بزرگ : اگر اسیر شرایط موجودتان بشوید نمی توانید گامی بسوی موفقیت بردارد .
اُرد بزرگ : اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی .
اُرد بزرگ : اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم .
اُرد بزرگ : اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار .
اُرد بزرگ : اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد .
اُرد بزرگ : اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .
اُرد بزرگ : اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو .
اُرد بزرگ : اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن .
اُرد بزرگ : اگر می خواهید در تنهایی با خودتان گفتگو کنید در آغاز پیرامون خود را سامان بخشید .
اُرد بزرگ : اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن .
اُرد بزرگ : اگر به سخنتان پایبندید، نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید .
اُرد بزرگ : اگر به یک خردسال ناروایی شدیتان ، بی پروا از او پوزش خواه.
اُرد بزرگ : اگر بستانکاری دیگران را در هنگام توانایی ندهی ، بویژه هنگامی که او درمانده باشد ، فر خود را باخته ای .
اُرد بزرگ : اگر برای رسیدن به خواهشها و آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان بدانها نمی رسد .
اُرد بزرگ : اگر بر اداره خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را رقم می زنند .
اُرد بزرگ : اگر بپذیریم همه ما آنگونه که می بینیم و حس می کنیم ، می گویم و وصف می کنیم باید بن زندگی را به شکل دایره ای بزرگ فرض کنیم که همه چیز را به شکل دایره ترسیم کرده است برسان : چرخش روزها ، شکل کلی و نوع حرکت ستارگان و سیارها ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و ...
اُرد بزرگ : اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .
اُرد بزرگ : اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست .
اُرد بزرگ : اگر خرد را پیش نگیریم از کردارمان همیشه آزارده خاطریم .
اُرد بزرگ : اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند .
اُرد بزرگ : اگر نتوانیم به خاندان خویش آرایشی سامان یافته دهیم ، همیشه در خانه ایی بی حصار زندگی می کنیم .
اُرد بزرگ : استخوان بندی فریاد ، پاسخ هزاران ستم بی صداست .
اُرد بزرگ : استخوان بندی شهرها در حصار و احترام ، قوام یافته است .
اُرد بزرگ : اسب رام شده ، نگران شلاق نیست ، دوری از سوار ، زین و یا حتی گاری برای او نگران کننده است .
اُرد بزرگ : اندیشه و سخن ریش سفید ، برآیند صبوری ، مردمداری و سرد وگرم چشیدگی روزگار است .
اُرد بزرگ : اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد.
اُرد بزرگ : اندرز جوان ، باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد .
اُرد بزرگ : ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست .
اُرد بزرگ : ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است .
اُرد بزرگ : از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس .
اُرد بزرگ : از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایل و قومی باید ترسید .
اُرد بزرگ : الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست .
اُرد بزرگ : اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند .
اُرد بزرگ : امیدوار به دلگرمی دیگران حتی پس از بزرگترین کارهای زندگی تان نباشید ، تنها به بایستگیهای روزگار خویش بیاندیشید .
اُرد بزرگ : انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی حیات را می یابد .
اُرد بزرگ : اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از درک آن ناتوان است .
اُرد بزرگ : این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت .
اُرد بزرگ : این جمله برایم قابل درک نیست که: پیکر بزرگترین زندان روان بشر است . باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است و همیشه بدون کوچکترین مقاومتی بدنبال خواسته های روان می دود . این که تصور شود با خروج روان از جسم ، می توان زودتر به دیدار دلدار شتافت ، اشتباه است چون هم او چنین سرنوشتی را برای ما رقم زده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد .
اُرد بزرگ : افزایش ناگهانی مردم سبب کاهش ادب ،فرهنگ و فرهیختگی می گردد آنهم از آن رو که نسل و تبار پیش از آن نمی تواند بایستگیها و وظایف خویش را همچون آموزگار بدرستی انجام دهد .
اُرد بزرگ : بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است .
اُرد بزرگ : بداندیش همیشه ، کارش گره می خورد .
اُرد بزرگ : بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش درست کند .
اُرد بزرگ : بیچاره مردمی که ،فرمانروایانش ، مشاور! ، و مشاورینش ، فرمانروا هستند .
اُرد بزرگ : بدخو ، عمرش کم است .
اُرد بزرگ : بدکار ، در خنده اش ، ضربان قلب های دردمند ، شعله ور است .
اُرد بزرگ : بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است .
اُرد بزرگ : بدگویی ، رسوایی در پی دارد .
اُرد بزرگ : بی گمان اولین باژ ، آخرین باژ نخواهد بود .
اُرد بزرگ : بی پایبندی به نظم در گیتی ، ویژگی انسانهای گوشه گیر است که عشق و احساس را سپر دیدگاههای نادرست خود می کنند.
اُرد بزرگ : بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است .
اُرد بزرگ : بهترین آموزگار استاد ، شاگرد اوست .
اُرد بزرگ : به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به نعمت اش نیز بیاندیش .
اُرد بزرگ : به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد .
اُرد بزرگ : بی مایگی و بدکاری پاینده نخواهد بود ، گیتی رو به پویندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزیم آدمیان، نابخردیهایی همچون : برده داری ، همسر سوزی و زنده بگور کردن کودکان و ... را رها نموده اند
. خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد .
اُرد بزرگ : بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت .
اُرد بزرگ : بخش درخوری از پیروزی های آدمهای بزرگ روزگار ، از روی رایزنی و گفتگو با خردمندان ، بوده است .
اُرد بزرگ : با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه دریاها می نامد ، حال آنکه ابرها از دریاها برمی خیزند و رودها و چشمه ها را لبریز می کنند .
اُرد بزرگ : با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فرازتر و برتر است ، و آن هم نابود می شود .
اُرد بزرگ : با ، رفته گان به جهان دیگر، همراه نتوان شد ، که رنج همراهی ، عمر را بباد می دهد .
اُرد بزرگ : با احساس می شود پند و اندرز داد اما اداره یک کشور نیاز به هنجار و چهارچوبی سامان یافته دارد .
اُرد بزرگ : با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید .
اُرد بزرگ : با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است .
اُرد بزرگ : بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است .
با اُرد بزرگ : بردباری همه چیز در چنگ توست .
اُرد بزرگ : بزرگواری ، بی مهرو دوستی بدست نمی آید .
اُرد بزرگ : بزرگترین کارخانه نابودی توانمندیها ، آیین آموزشی نادرست است.
اُرد بزرگ : بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم .
اُرد بزرگ : بسیاری از جنگها و آوردهای مردمی از روی نبود شناخت و آگاهی آدمیان نسبت به یکدیگر بوده است .
اُرد بزرگ : بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم .
اُرد بزرگ : بسیاری در پیچ وخم یک راه مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما به چه گونه بدین منزل رسیدیم . بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه دانسته ای.
اُرد بزرگ : بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید و پاکی در اشتباهند .
اُرد بزرگ : برای ربودن دلهای آدمیان باید بر هم پیشی بگیریم و این بهترین و زیباترین هم آورد و مسابقه زندگی آدمی است .
اُرد بزرگ : برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم .
اُرد بزرگ : برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود .
اُرد بزرگ : برای رسیدن به نقطه معنی ، شواهد بسیار به همراه ببر .
اُرد بزرگ : برای رسیدن به کامیابی نباید از شکست های پیشین خیلی ساده بگذرید ، شناخت موشکافانه پدیده های شکست ، پیشرفت ما را در پی خواهد داشت .
اُرد بزرگ : برای نوشیدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی .
اُرد بزرگ : برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن .
اُرد بزرگ : برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و آنها باشید .
اُرد بزرگ : برای کسب و ترویج خرد ، سختی را بر خود هموار کن .
اُرد بزرگ : برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز .
اُرد بزرگ : برای مقدس شمردن ، بیداری و آگاهی لازم است .
اُرد بزرگ : برای نزدیکی و همگرایی قوم خویش ، کمک بهم و ستیز با نادانی و ناراستی را پیش گیرید .
اُرد بزرگ : برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش .
اُرد بزرگ : برای گردش دوروزه ، توشه ای سه روزه را با خود ببر ، و اگر توان بسنده برای رسیدن به خواسته زندگی ات را دو هزار گام می دانی خود را آماده پیمودن سه هزار گام بنما ، چرا که شتاب در هنگام پیمایش جاده پبشرفت هیچ گاه نباید کم شود .
اُرد بزرگ : برای آنکه سقوط نکنی ، دست گیر آدمیان شو .
اُرد بزرگ : برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن .
اُرد بزرگ : برای آنکه درویش شوی ، ابتدا با خود یکی شو .
اُرد بزرگ : برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم .
اُرد بزرگ : پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید .
اُرد بزرگ : پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن آرمان و خواسته ای هویدا است .
اُرد بزرگ : پیش نیاز دلیر بودن بدنی ورزیده نیست ، گاهی آدمهای سبکبار، پشت تواناترین مردان را هم به لرزه افکنده اند .
اُرد بزرگ : پشتیبانی از داشته دیگران ، پشتیبانی از داشته خود ماست .
اُرد بزرگ : پیران جهان دیده برای گفتگو مانع تراشی نمی کنند .
اُرد بزرگ : پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است .
اُرد بزرگ : پیام آوران باورهای پست و خ